هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

606

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

دست تمنائى است ، به سوى او دراز آيد . اعنى اجل الاكرام ، افخم نواب ، مختار الملك « عماد السلطنه » - مدّ ظلّه العالى - كه « فنون ادب » را دارا و « صفوف لطايف » را بهار عالم‌آرا . اين « گوهر عظيم » از « شرف همّت » او ، و اين « درّ يتيم » از « صدف طينت » اوست كه رشك « چشمهء حيوان « 1 » » و غيرت « حور » و « غلمان » « 2 » است . طراوت « الفاظ » و حلاوت « معانى » اش ، ياقوت رمّان « 3 » را « خجل » و جواهر عمّان را « منفعل » دارد . به تأئيد ذو الجلال و يمن اقبال سركارشان اين دولت‌خواه « ميرزا محمد ملك الكتاب » ، به زيور طبع درآورده [ است ] و ضمنا خود را مفتخر و اميدوار حضورش داشته [ است ] . امّيد كه ظلّ عاطفتش ممدود باد . [ خوشنويس ] : حرره « 4 » فى شهر رمضان المبارك سنه 1305 ه . ق . ، به خطّ اقل بندگان « ميرزا مهدى شيرازى » . تمت . « 5 »

--> ( 1 ) . چشمهء آب حيات . ( 2 ) . غلمان ( gilman ) ، خدمتكاران بهشت به صورت پسران زيباروى در اعتقاد مسلمانان . ( 3 ) . بهترين نوع ياقوت كه سرخ شفاف گلنارى است . ( 4 ) . نوشت آن را ، تحرير كرد آن را . نويسندگان كتب فارسى در پايان نوشتهء خويش آن را به كار برند ، و پس از آن نام خود را مىنويسند . ( 5 ) . تمام شد .